حاج ملا هادي السبزواري

19

شرح مثنوى

وام نصح : قرض پندى كه نادان بر ذمهء دانا دارد . ( ( 142 ) ) هين مبادا كه طمع رهتان زند * طمع برگ از بيخهاتان بر كند ن 390 18 - ك 140 16 طمع برگ : به اضافه ، يعنى طمع رونق و نوايى در امر بدنى ، وجود طبيعى شما را از بيخ و بن بر كند . ( ( 156 ) ) اى خورندهء خون خلق از راه برد * تا نه آرد خون ايشانت نبرد ن 391 10 - ك 140 23 از راه برد : از اغواى شيطان . ( ( 158 ) ) مادر آن پيل بچگان كين كشد * پيل بچه خواره را كيفر كشد ن 391 12 - ك 140 24 كشد : اوّل به كسر كاف ، و دوم به ضم . جناس محرّف . ( ( 161 ) ) آن كه يابد بوى رحمن از يمن * چون نيابد بوى باطن را ز من ن 391 15 - ك 140 25 بوى رحمن : تلميح است به حديث « اِنّى اَجِدُ نَفَسَ الرَّحْمنِ مِنْ قِبَلِ اليَمَنِ » ( 1 ) . و در بعض نسخ « بوى حق » است . و صنعت مقابله خواهد بود ، به سبب تقابل يابد با نيابد و حق با باطل . ( ( 162 ) ) مصطفى چون برد بوى از راه دور * چون نيابد از دهان ما بخور ن 391 16 - ك 140 26 مصطفى : و ورثهء او . ( ( 164 ) ) تو همىخسبى و بوى آن حرام * مىزند بر آسمان سبز فام ن 391 18 - ك 140 27 فام : رنگ . ( ( 169 ) ) بس دعاها رد شود از بوى آن * آن دل كژ مىنمايد در زبان ن 392 1 - ك 140 29 رد شود : در اخبار است كه استعمال ذوات الروايح المكروهه موجب رد دعا مىشود . ( ( 170 ) ) اخسئوا آيد جواب آن دعا * چوب در باشد جزاى هر دغا ن 392 2 - ك 140 30

--> ( 1 ) احياء العلوم ، ج 3 ، ص 153 . .